"an independent online kurdish website"

 اکنون جمهوریخواهان با ریاست جمهوری دونالد ترامپ، رهبری ایالات متحده‌ امریکا را بر عهده‌ دارند.

از زمان بقدرت رسیدن ترامپ، فشارها بر رژیم ایران تشدید و شتاب بیشتری به‌ خود گرفته‌ است.


 تحریمهایی جدید علیه‌ سران رژیم کنونی ایران که‌ قبلا در زمان قدرت باراک اوباما برداشته‌ شده‌ بود، با سرعت و قدرتی بیشتر باز بر سر میز برگشته‌اند و اعمال شده اند و تمامی آن گزینه‌هایی که‌ به‌ نحوی به دیده اغماض بر آنها نگریسته می شد، بار دیگر بر روی میز قرار گرفته‌اند، از تحریمهای اقتصادی تا گزینه‌های نظامی بر علیه‌ زیاده‌ خواهی های رژیم ایران، اکنون بار دیگر بر روی میز کابینه ترامپ خودنمایی می کنند.

 از سوی دیگر یک ائتلاف بین المللی به‌ رهبری امریکا در منطقه‌ بر ضد رژیم ایران شکل گرفته‌ است که از اسرائیل گرفته‌ تا اروپا و جهان عرب را در برگرفته است.

 هر چند رژیم ایران ، در ظاهر ترس از تهدیدات امریکا را انکار میکنند، اما در باطن و درون نظام، اوضاع به‌ گونه ای دیگر است و کلیت نظام از درون، دچار سراسیمگی و تشنجی کتمان ناپذیر شده‌ است.

 هشدار و تهدیدات لفظی شخص علی خامنه‌ای بر علیه‌ دولت امریکا و همچنین آشفتگی پیدا در حرکات نظامی  رژیم ایران و ازمایشات موشکی و اجرای رزمایش و مانورهای نظامی و ماکتی، همگی نشان از هراس و فشارهایی است که‌ بر رژیم وارد آمده‌ است.

 دخالتهای  ایران در امورات داخلی کشورهای منطقه‌ و تلاش در جهت صدور انقلاب اسلامی و تروریسم به‌ جهان و همچنین تقویت و پشتیبانی از رژیم بشار اسد، حزب الله‌ لبان، شیعیان عراق، بحرین، عربستان و حوثی های یمن و در مجموع تلاش برای تقویت هلال شیعی، کشورهای منطقه‌ را بر آن داشته‌ است تا  به‌ دنبال راه چاره‌ای در جهت متوقف کردن رژیم ایران برآیند.

 از سویی دیگر با توجه‌ به‌ انجام آزمایشات موشکی ایران که‌ خود بنوعی نقض توافق هسته‌ای یا همان برجام و قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل بود، جدای از امریکا، کشورهای اروپایی همانند المان، فرانسه‌ و بریتانیا را نیز نگران کرده‌ است.

 آنسوتر، اوضاع داخلی ایران هم از لحاظ اقتصادی و هم از حیث نظامی در بحران و اشفتگی قرار گرفته‌ است، جدای از فقر، گرانی و بیکاری، گورنشینی، اعتیاد، خودکشی، طلاق، سکس فروشی و …غیره، احزاب و جریانات وابسته‌ به‌ ملتهای تحت ستم در ایران همانند کورد، بلوچ و عرب نیز مبارزاتی مسلحانه‌ را در درون مرزهای ایران اغاز کرده‌اند .

 تهدیدات و هشدارهای دونالد ترامپ نسبت به  رژیم ایران، مشابه‌ و به‌ مثابه‌ همان تهدیداتی ست که‌ جورج بوش در سال ٢٠٠٢ در مقابل رژیم بعث عراق بکار میبرد.حرکات نظامی و تهدیدات لفظی جمهوری اسلامی ایران نیز همانا، همان تهدیداتی ست که‌ صدام حسین در پیش گرفته‌ بود.

 خامنه‌ای و سپاه پاسداران که‌ در راس قدرت قرار دارند، این موضوع را درک کرده‌اند که‌ تهدیدات و هشدارهای ترامپ کذایی نیست، دونالد ترامپ اخطار داده‌ است که‌ “رژیم ایران با اتش بازی نکند و او اوباما نیست، باید رژیم ایران بفهمد که‌ رئیس جمهور امریکا و در نتیجه سیاستهای این کشور تغییری بنیادین نموده است”.

 رئیس جمهور کنونی امریکا نیز به‌ خوبی دریافته‌ است که‌ تنها خطر جدی برای ثبات و ارامش در منطقه‌ و جهان، رژیم ایران است.

 بازگشت مجدد همه‌ی گزینه‌های زیر میز بر روی میز، طرح قرار دادن سپاه پاسداران در لیست ترور جهانی، تشدید تحریمها و بر هم زدن توافقات هسته‌ای با ایران و به‌ تازگی ورود ناو هواپیمابر و جنگی جورج بوش به‌ آبهای خلیج، گویای آغاز جنگی تمام عیار و با هماهنگی های قبلی بر علیه‌ رژیم ایران است.

 ایران برافروزنده ی شعلەهای آتش جنگ افغانستان، عراق ، سوریه، لبنان، فلسطین و یمن می باشد اما تاکنون و علیرغم مدارک و مستندات فراوان و خطابه ها و تهدیدهای آشکار رهبران و مسئولین سیاسی و نظامی اش در رابطه با جنگ افروزی، تاکنون خود در امان مانده است.

 همسایگان دیکتاتور رژیم ایران یکی بعد از دیگری توسط امریکا و همپیمانانش بە این امید کە منطقە خاورمیانە بار دیگر روی ارامش و دمکراسی را بە خود ببیند، ساقط شدند. اما نە جنگ در خاورمیانە بە اتمام رسیدە است و نە دیکتاتوری ، درست است که بر طبق رویکرد کنونی، دیکتاتوریت در این بخش از جهان بە افول نزدیک است، اما هنوز پایان نیافتە است و در صورت کُند ماندن روند، امکان قدرت گیری بیشتر دیکتاتوری و در نتیجه طولانی شدن عمر آن و تداوم کشتارها و ژنوسایدها و گسترش حملات شیمیائی، وجود دارد.

بدیهی است که، تا زمانی کە رژیم ایران و حکومت کنونی آن پابرجا بمانند، نە خاورمیانە و نە جهان روی آشتی و آرامش بە خود نخواهد دید. اگر جهان خواهان آراش و صلح و تداوم انسانیت و انسان در این بخش از جهان است باید نیک واقف باشد که برای کشتن یک مار نیاز است سر مار را لە کرد، قطع دیگر بخشهای ماری که تدریجتا به اژدها تبدیل می شود، کارساز نیست.

 اما سر مار کجاست کە تروریسم روز بە روز در جهان مقتدرتر میشود و آرامش از جهان سلب می گردد و تلاشها به نتیجه نمی رسند؟

 جنگ داخلی در افغانستان، عراق و اینک سوریە و یمن و فلسطین و لبنان، تاکنون تا حدود فراوانی موجبات تقویت گروههای تروریستی و حامیانشان را فراهم آورده است. لذا، ابتدا باید سر مار و منبع و سرچشمە ترور و تروریسم را خشکاند کە همانا رژیم ایران و جمهوری اسلامی ایران است. نیک بدانید که اگر این دوزخ در حال شعله ورتر شدن تروریسم از ریشە و بُن خشکانیدە نشود هیچ ضمانتی وجود ندارد کە دگر بار و هر بار در قسمتی دیگر از جهان، سر در نیاورد و زبانه نکشد.

 از اینرو نیروهای دمکرات و آزادیخواه در چنین شرایطی و برای برون رفت از بحران خاورمیانە باید بە امریکا و همپیمانانشان این اندیشه را بدهند کە حملە نظامی و موشکی و همزمان تقویت نیروهای اپوزیسیون را در صدر کار و برنامەهایشان قرار بدهند.

 از سیاست خارجی ٢٠١٧ امریکا به‌ ٢۶ سال قبل یعنی ١٩٩١ گریزی می زینم.

ایجاد یک منطقه‌ پرواز ممنوع در محدوده‌ جغرافیایی کوردستان باشور اشغال شده‌ توسط عراق که‌ به‌ مدار ٣۶ درجه‌ معروف بود ، منجر به‌ خودمختاری و تاسیس حکومت اقلیم کوردستان شد که‌ هم اکنون به‌ نمونه‌ای از دمکراسی در خاورمیانه‌ تبدیل شده‌ است .

حال فکرش را بکنید که‌ اگر این پروژه‌ توسط امریکا و همپیمانانش در ایران هم به‌ اجرا دراید .

 اجرای مجدد این طرح و ایجاد منطقه‌ پرواز ممنوع بر فراز خاک اشغال شده‌ی ملتهای کورد، بلوچ و عرب میتواند، فضای مبارزه‌ را برای احزاب و جریانات سیاسی و نظامی این ملتها بازتر کرده‌ و رژیم ایران از داخل دچار بحران جدی تری شود.

 یکی از راههای برون رفت از بحرانی که‌  رژیم ایران در داخل ایران ، منطقه‌ و جهان ایجاد کرده‌ است ، حمله‌ای نظامی با عنوان مداخله‌ بشر دوستانه‌ و دیکتاتور ستیزانه‌ است که‌ میتواند شامل منهدم کردن تاسیسات و بازوهای نظامی ایران و همچنین تقویت و پشتیبانی مالی و لوجستیکی از نیروهای مترقی و ازادیخواه اپوزیسیون برانداز  رژیم ایران توسط امریکا ، غرب و کشورهای عربی منطقه‌ که‌ ایران را تهدیدی برای خود میدانند ، شامل شود .چون ایران اتمی تهدیدی جدی خواهد بود نه‌ تنها بر علیه‌ منطقه‌ و خاورمیانه‌ ، بلکه‌ بر علیه‌ بشریت در عرصه‌ جهانی.

 اگر عمر رژیم ایران بیش از این ببیشتر به‌ درازا بکشد و در نهایت بتواند به‌ سلاح اتمی دست پیدا کند، همانا براندازی آن به‌ مراتب بسیار دشوارتر از امروز خواهد بود و هزینه های آن به مراتب بیشتر و گاها پرداخت نشدنی خواهد بود.

 خروج نیروهای آمریکا از سوریە متناقص با برخی از تحلیلها، خالی کردن میدان برای ایران نیست بلکە کوتاه کردن دست ایران در سوریە است کە در دراز مدت معلوم خواهد شد.

نقشی کە امریکا در سوریە بە ترکیە واگذار میکند، موقتی است و کوردها از نگاه امریکا همچنان همپیمان باقی خواهند ماند.

امریکا مشغول آمادە سازی نیروهایش علیە رژیم ایران است، بحرکت دراوردن ناو جنگی و هواپیمابر بە سوی آبهای خلیج عربی، چرا‌ قرمزی بە ایران و چراغ سبزیست بە نیرو و جریانهای مخالف رژیم ایران.

اسرائیل و عربستان سعودی همانند دو دشمن اصلی رژیم ایران جهت حملە بە ایران اعلام آمادگی کردە و قرار را بر این مبنا گذاشتەاند کە عربستان و برخی از کشورهای عربی هزینە جنگ را متحمل شوند. نشانەها بە جنگ تمام عیار آمریکا و همپیمانانش ضد رژیم ایران اشارە میکنند.

کورد، بلوچ، تورک آذربایجان، عرب الاحواز، ترکمن و دیگر ملل غیر فارس لازمست کە در آمادەباش کامل جهت همیاری و همکاری برای سرنگونی رژیم ایران باشند.

منفعت آمریکا و همپیمانانش در حملە بە ایران نهفتە است و با توجە بە اینکە سیاست منفعت طلبیست، باید ملل غیر فارس شرایط را بنفع خود بدست گرفتە و در منافع مشترک آمریکا و همپیمانان بعنوان کاراکتر موثر و اصلی وارد عمل شوند.

در شرایط سرنگونی رژیم ایران، تلاش برای بهم پیوستن و بهم گرە زدن جغرافیای جعلی ایران، خیانت بە ملت، خاک و سرزمین ملل غیر فارس است.

از اینرو، بنده به عنوان یک فعال سیاسی کورد، از امریکا و نیروهای ائتلاف، درخواست دارم تا حملات موشکی بە ایران را نیز در صدر برنامه های ضدتروریستی خود قرار بدهند .امید است که این درخواست از سوی دیگر فعالین و آزادیخواهان ملیتهای گوناگون محصور در ایران انجام گیرد و به خواستی همگانی بدل گردد.

نویترین هەواڵ و بابەت