"an independent online kurdish website"

کشور ایران، نامی که از سال 1313 شمسی بر این واحد جغرافیائی اتلاق گردید. سعید نفیسی” از مشاوران نزدیک رضاخان به وی پیشنهاد کرد نام کشور رسما به “ایران” تغییر یابد،


 این پیشنهاد در آذر ماه 1313 شمسی رنگ واقعیت به خود گرفت، یادداشتی را که از نظر می گذرانید، مقاله ای از سعید نفیسی در روزنامه اطلاعات است که بعد از رسمی شدن عنوان ایران، دلایل و توجیه تاریخی و فرهنگی این انتخاب را با عموم مردم در میان گذاشته است، این جغرافیا از آن زمان تاکنون محل قیامها، اعتراضات، شورشها و نافرمانی های زیادی بوده است که تاکنون نیز ادامه دارد و تغییر رژیم سیاسی حاکم نه تنها از میزان آن نکاست بلکه بر آن هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی افزود، مفسرین می گویند، دو دلیل عمده الف- نوع سیستم توتالیتار حاکم و ب- تفکر پان ایرانیسم مبتنی بر نفی دیگران علت این امر است، دو عاملی که دیگر ملتهای غیرفارس در ایران اعتقادی به وجود پتانسیل تغییر در این دو عامل نمی بینند، لذا مطالبات آنها بیشتر رنگ استقلال طلبی و تشکیل هویت متسقل به خود گرفته و در نتیجه ایران کنونی بیش از هر زمان دیگری به ما/آنها، ما/دیگری، تبدیل شده است.

اکنون جامعه ایرانی بیش از واحدی یکپارچه به قطعاتی مجزا مشابه است که هر قطعه مشکل خاص خود را دارا بوده و حتی نوستالژی ها و همدلی ها نیز قطعه قطعه شده است، این مسئله را در زلزله کرماشان، سیلابهای شیراز، ترکمن صحرا، لرستان و احواز به خوبی مشاهده کرده ایم. جدای از این، جامعه ایرانی گریبان پریشان حالی فراوانی در زمینه مسائل اجتماعی و فرهنگی است که در اصطلاح جامعه شناسی به آن آنومی می گویند. نمونه هایی از وجود آنومی در ایران: شیوع و گسترش نابهنجاریهایی از قبیل ایدز، طلاق، اجاره دادن رحم، مصدر مواد مخدر بویژه در زنان و دانش آموزان، خودکشی، گسترش روابط سکسی و سکس فروشی و …غیره، از آنجا که با هنجارهای حاکم بر جامعه ایران نامنطبق بوده و نابهنجاری محسوب می شوند، فلذا آنومی اجتماعی محسوب می شوند که در اینجا به مورد اعتیاد دانش آموزان از زبان خود مسئولین رژیم کنونی ایران می پردازیم. مدیرکل دفتر پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی آموزش و پرورش گفته است‌ ۱۳۶ هزار نفر از دانش‌آموزان ایران در معرض خطر ابتلا به مصرف مواد مخدر هستند و از این تعداد ۳ هزار و ۶۰۰ نفر حداقل یکبار مواد مخدر مصرف کرده‌اند.

بیشتر مفسرین و صاحب نظران سیاسی مسائل ایران می گویند که عمق فاجعه در ایران و عمق مشکلات و مسائل به حدی عمیق شده است که رژیم ایران و هر نوع رژیم سیاسی دیگری با چنین رویه و رویکرد و بینش سیاسی و نیز این میزان از عدم مشروعیت در جامعه بین المللی نمی تواند آنها را حل نماید در نتیجه به عمیق و عمیق تر سازی آنها می پردازد، چنانکه در سیلاب لرستان و الاحواز دقیقا این مسئله را می بینیم.

یکی از مسائلی که زمینه را برای تعمیق مشکلات در ایران فراهم آورده است، وجود شکاف بین رژیم و مردم است، مردمانی که درصدد زندگی بهتر و اخت شدن با جامعه جهانی و پویائی فرهنگیشان هستند و رژیمی که درصدد صدور انقلاب خمینستی خویش است که البته مبتنی بر دو فاکت زیر الف- مذهب تشیع و ب- ژن غالب بودن نژاد پارس بنا شده است، دو عاملی که در دوره پهلوی و دوره مشروطه و قبل از آن و حتی در نزد متفکرانی از قبیل مصدق، شاید بیش از میزان امروزی ان بوده است که این مسئله را در زیارتهای رضا شاه، اسامی خانواده سلطنتی، نفوذ شیخ فضل الله نوری و روحانیون شیعه در هنگامه مشروطه خواهی در ایران و … می تواند دید که البته قبل از اسلام نیز مبتنی بر دین زردشتی و گاها مانویت بوده است و عامل دین را همواره دربر داشته است.

صدور انقلاب به نیروی نظامی و بودجه کلان نیاز دارد از این رو از همان سال اول شروع انقلاب در ایران بیشترین میزان بودجه به بخش نظامی متعلق بوده است، بودجه سپاه تروریستی پاسداران در زمان تأسیسش در فروردین ماه 1358 شمسی، 120 میلیون تومان بوده است، بودجه فراوانی که سبب شد تا شمار زیادی از گروههای نظامی موجود در اوائل انقلاب به فرمان هاشمی رفسنجانی در سپاه تروریستی پاسداران ادغام شوند، سپاهی که قرار بود گارد ملی باشد و زیر نظر مومت موقت اما سپس مستقل شد و یکه تاز میدانهای سیاسی، نظامی و اقتصادی در ایران، به گونه ای که بیش از شصت درصد بخش اقتصادی هم اکنون در دست سپاهیان است. در اینجا جهت درک بیشتر موضوع به بررسی میزان بودجه سپاه تروریستی پاسداران در سه سال اخیر می پردازیم:

سال 96: بیش از 44 هزار میلیارد تومان ( 13.5 میلیارد دلار)

سال 97: 56 هزار میلیارد تومان (بیش از 14 میلیارد دلار) 

سال 98: 62 هزار میلیارد تومان (14.5 میلیارد دلار) 

اکنون سپاه نیز در لیست تروریستی کشور ایالات محتده امریکا قرار گرفته است، چند روزی بیشتر به اجرائی شدن آن باقی نمانده است، تصمیمی که از روز دوشنبه عملی خواهد شد و الزام آور، این امر با توجه به تهدیدهای اسرائیل مبتنی بر حمله به نفتکشهای ایرانی و نیز سابقه تنش بین ناوهای امریکا و شناورهای ایرانی در خلیج، می تواند به عنوان شمارش معکوس جنگ بین ایران و اسرائیل- امریکا محسوب شود، از سوی دیگر نیز تهدیدهای گروههای تروریستی وابسته به ایران  و از جمله حسن نصرالله، رهبر گروه تروریستی حزب الله نیز می تواند زائد بر مسئله و مشکل گردد.

تفسیرها و پیش بینی ها با توجه به شواهد موجود تنها جنگ را در دیدگان نظاره گر مسائل مربوط به ایران و منطقه تجلی می نماید، جنگی که شاید امیدی بر پایان تنش های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رو به ازدیاد و کنترل ناشدنی ایران باشد، ابتدائی که تنها با انتهای این رژیم متصور می گردد که البته برخی از ناظرین سیاسی بر این عقیده اند که با توجه به بافت این رژیم و ایدئولوژیک بودن آن و نامشروع بودنش در جامعه جهانی، تغییر ساده رژیم را مشکل نموده است و احتمال مقاومت هسته سخت نظام در مقابل حمله را فراوانتر نموده است که البته همراهی احتمالی بخش فارس نشین ایران به علت هراسشان از آنچه تجزیه ایران می خوانندش می تواند زائد بر مطلب گردد که خود یکی از موانع اصلی وجود، پیدایش و گسترش فرهنگ دمکراسی در ایران می باشد.

نویترین هەواڵ و بابەت