"an independent online kurdish website"

همانگونه که در ابتدای بخش اول شایسته دیدم که به سهم خویش قدردان کاک ئاکۆ باشم باز هم با آغاز بخش دوم بر زحمت و تلاش های مثبت و مفید وی ارج می نهم

و اگر جمله یا اصطلاحی رکیک در نوشته ی اولیه دیده شده است باید ابراز دارم که معنای جوهری آن هیچ گونه نشانه ای به سمت بی احترامی شخصیت کاک ئاکۆ نبوده و نیست.

از سخنی دیگر باید گفت که من هم بسان کاک ئاکۆ سالهاست که گلایه های زیادی را بر این وضعیت آشفته در تقسیم بندی زبان و زیرمجموعه های آن، پیرامون مناطق جنوبی کوردستان ایران درک می کنم که خود از سوی کسانی به اصطلاح محقق و پژوهشگر در حوزه ی زبانشناسی در سده های گذشته تا کنون ابراز شده و همینطور در این موارد بیشتر نقش سردرگمی را در میان لهجه های کوردی در این مناطق بازی کرده اند،اگر چه در این راستا فعالیت و تلاش های  گوناگون و میدانی بگونه ای منجر گردیده است که واکنش کسانی واقع بین و مسئولیت پذیرتر همراه با گرایشی خاص و باز کردن دریچه های مثبت و سازنده ای این حرکات را به سمت آدرسی فهیم وهمگرا رو به سمت شفافی هدایت کنند،اما در این عرصه همراه  با اشاره ای نظری بر چهارچوبه ی گلایه های کاک ئاکۆ، که نوک پیکان آنرا به سوی دانش پژوهندگان و نویسندگان زبانشناس اعم از خارجی،ایرانی و کورد از سده های پیشین تاکنون به نسبت شاخه بندیهای زبانی در حوزه ی زبان کوردی جنوبی! مورد هدف قرار داده است و همچنان در ادامه گلایه هایش ادامه می دهد و می نویسد: ” چرا به موتیوها و دسته‌بندیهای زبانی نویسندگان و محققین حوزه‌ی زبان کوردی نظری از روی تفنن نیانداخته‌اید؟ کدام یک از این محققین نامی از مبنایی بنام کوردی خوارین برده‌اند؟ آیا به بار روحی و روانی‌ای که این مبنای نادرست در پیکره‌ی گویشوران تزریق می‌کند اندیشیده‌اید؟” در بابت این سوألها و ابراز ایده ها ی کاک ئاکۆ بایست گفت که؛ کسی که خود را با حرفه ی تفحس و تجسس زبان شناسی هر ملتی زیبنده کند طبیعتا واجب است که قبلا تاریخ،جغرافیا و بار ادبی -فرهنگی آن ملت را شناخته و سپس با شیوه ای علمی که امروزه در حوزه ی علم زبان شناسی کاربرد دارد و یا تعریف شده است مورد استفاده قرار دهد و زحمت سفر کردن را به مکان گویشوران مورد تحقیق خود داده و آنگاه با شاخص های زبان شناسی چون؛اصوات،فنوتیک و تضاد و تشابه در گفتار، آنها را درک و مورد بررسی قرار دهد و…در نهایت قادر خواهد بود در دسته بندی و شناسایی زبان دیار مورد نظر خویش ابراز عقیده کند،بنابراین به مقطعی از درون مایه ی جمله ی بالا پی می بریم که گلایه های کاک ئاکۆ،پیرامون لیسته ی دسته بندی و نظرات پژوهشگران و محققین راجع به شاخه های زبان کوردی درحوزه ی جغرافیای جنوب کوردستان،اگر من هم بجای وی می بودم باز هم در این زمان کنونی فریاد می زدم گلایه ای بیهوده، بی ثمر و تباه کردن اوقات است!به این معنی از قدیمی ترین صاحب نظران و ناموران کوشا  که نام آنان در متن نوشته ی کاک ئاکۆ آمده است می توان گفت:یکی از آنها “شرفخان بدلیسی”است که بیش از چهارصد سال است به عنوان یکی از منابع های به اصطلاح معتبر و تاریخ نگار حکومت صفویه قلمداد می شود،چونکه به سبب دگرگونیهای سیاسی آنوقت که مابین دولتین عوسمانی-صفویه پیش آمده خانواده ی شرفخان از شهر بدلیس که تحت فرمانروایی عوسمانی بوده است مهاجرت کرده و به پناه فرمان صفویه در امده اند که خود شرفخان در دربار صفویه زمان شاه تهماسب پرورش یافته است و در این راستا نشو و نمای فکری و گرایش سیاسی -تاریخی را در زیر سایه ی فضای مربوطه فرا گرفته است و به همین سبب با داشتن انباری از پشتوانه های فرهنگی،زبانی و تاریخی، ایشان در تقسیمات زبانی در رابطه با کوردستان روژهلات با پیمانه و گذر از فیلترهای سیاسی-مذهبی دولت وقت صفوی چنان شاخه بندی زبانی را از خود ابراز و در تاریخ به میراث گذاشته است که در واقع این خود به تنهایی مشکوک و همچنین مقوله ای گران است و نمی توان در این نوشته به شرح آن پرداخت،علاوه براین کسانی دیگر که نامی از آنها آورده شده است و تحت لوای حرفه های زبانشناسی و پژوهشگران اعم از شرق شناسان و غیره در زمانی دیرین نه تنها عرف و عادت دسته بندی و زبانشناسی منطبق با جغرافیای انسانی سرزمین جنوب کوردستان را رعایت نکرده اند، بلکه به خود حق زحمت دیدار از این  مناطق و همچنین پیروی کردن از یک تحقیقات گسترده و مجرب را نداده اند که نتیجه و نظریاتشان را با واقعیات امروزی تقسیمات زبان کوردی و لهجه هایش در جنوب کوردستان تناسب داشته باشد، به همین منظور بایست به کاک ئاکۆ و دیگر فعلانی که وابسته به جغرافیای کرماشان،ایلام و بخشی از لورستان هستند و از سویی نزدیک به دو دهه است که بگونه ای نسبی شرایطی برای آنها در زمینه های فرهنگی،زبانی و ادبی فراهم شده است و یا کم و زیاد دست به کار شده اند یادآوری کرد که دراین پیرامون تا کنون نقش اساسی خویش را به روشنی افشاء نکرده اند و از جوهر نوشته ی کاک ئاکۆ می توان مشتق گرفت که هرکدام از اینها در ترشحات تقسیم بندی خویش آگاهانه و یا عمدی کلاه تایفه و ایلی خودشان را به مثابه معیار و پوششی بر باقی مناطق و گویش های جنوبی برجسته کرده اند که حاصل آن در این بستر تنها آشفتگی و زد و بندهای گوناگون نامی،شهر،تایفه و اسامی ایل های قدیم ، نسیب ساختار و شاخه بندی در کوردی جنونی گردیده است،بنابراین اگر بر این باور باشیم که نظریه پردازان غیره تا کنون مبنایی جهت ارزیابی و نامگذاری کوردی جنوبی از خود نشان نداده اند باید تأکید کرد که براساس گفته های فوق شایسته نیست که امروزه با فراهم بودن منابع تحقیقات و جغرافیای انسانی و گویشوران زنده بیش از این انتظار معجزه را از غیر بومی ها داشت و از طرفی خواسته و توانایی های خویش را در خلوتگاه گلایه ها زندانی کرد،بدین مناسبت این وظیفه و یا جریان خطیری است که امروزه بر دوش آگاهان و پژوهشگران زبانی است که به لحاظ وابستگی متعلق به مناطق جنوبی کوردستان هستند و ضرورت ایجاد می کند که این امر مهم فوق را بر مبنای جغرافیای گویشوران و همچنان بر پایه ی تحقیقاتی زنده و میدانی که منطبق بر علم زبانشناسی امروزی باشد به شیوه ای عادلانه و به دور از هرگونه تعصب و تعلق شهری،تیره و تایفه ای به سرانجام برسانند.

کاک ئاکۆ در بخشی از آخرین پاراگرافش آورده است که؛ ” نامی هم از کوردی گورانی بعنوان شاخصه اصلی برای حوزه‌ی زبانی این سه‌ استان متواتر نیست زیرا آنها بخوبی می‌دانسته‌اند که گورانی علاوه‌ بر اینکه یک سبک شعری است؛ دارای مولفه‌های بیشماری است که نمی‌تواند نمایندگی حوزه‌ای از زبان کوردی را عهده‌دار باشد، در عوض کوردی کرماشانی؛ کوردی جنوبی؛ کوردی باشوور؛ کوردی کلهری وجود دارد. و شما از بکار بردن این مبناها که بعنوان یک اصل مسلم پذیرفته‌ شده‌ است و بار شخصیتی‌ای‌ را نیز یدک می‌کشد، می‌ترسید و…” در گوشه نگاهی به پاراگراف مذبور قبل از هر توضیحی باید بیان کرد که بار ادبیاتی و تقاطع جملات به نسبت هم در اینجا موجب شده است که دریافت معنایی را اندکی محدود و ناشفاف جلوه داده شود،اما همچنان در اینجا تعریفی که از کوردی گورانی به عمل آمده است در مقایسه با توصیف کردن  آن در سطر آغاز نوشته اش تفاوت قابل توجهی دارد، به همین سبب در همان ابتدا لهجه ی گورانی (هورامی کنونی) با داشتن  این همه اختصاصات موجود و متعدد تنها و تنها آنرا در قالب “سبک شعری” تعریف و صورت بندی کرده است!در حالیکه در جمله ی نامبرده، گورانی جنوبی را نه تنها به عنوان سبک شعری از آن نام برده شده است، بلکه اضافه بر آن از دارا بودن مٶلفه های بیشماری در کوردی گورانی اشاره کرده است که در ادامه به نظر کاک ئاکۆ، این لهجه ی کوردی گورانی قابلیت نمایندگی حوزه ای از زبان کوردی را نمی تواند داشته باشد!؟

در ابتدا باید اظهار کرد که مٶلفه های که کاک ئاکۆ، در جملات بالا آورده است به گونه ای مجهول است و برای مخاطب این مطلب حاوی پرسش های است که به سهم ویژه ای چنان نوشته ای را به چالش می کشد! و در این راستا عرض شود که گویا کاک ئاکۆ هنوز مرز گویشوران لهجه ی کوردی گوران قدیم(هورامی کنونی)را با لهجه ی کوردی گوران امروزی به سبب همسانی اسمی آنان نه تنها هویدا نکرده است،بلکه هیچ گونه شفافیت و ممیز بندی در پیوند با تفاوت آنان را ارائه نداده است!اگر چه در بخش اول نوشته ام آورده شده است که حوزه ی گوران بزرگ و قدیم با گذشت زمان و بویژه بر اثر زد و بندهای سیاسی-مذهبی دولتین عوسمانی-صفویه سبب شده است که مراکز گوران بزرگ انحلال، تجزیه و به سرزمینی محدودتر دگرگون شود و بر همین روند اکنون جغرافیای آن از فاصله ی ٤٠-٦٠کیلومتری در غرب شهر کرماشان از مرز سنجابی آغاز می شود و با پوشش دادن زنجیره کوههای دالاهو از شرق به دشت جگیران و از غرب به قصرشیرین وصل می شود و لهجه ی محاوره ای مردمان این خطه در میان خویش، همان کوردی گورانی امروزی است که کسانی در زیر عنوان پژوهشگران زبانی!، ناآشنایان به دور از جغرافیای کرماشان،ایلام و بومیان متعصب ایلی به اشتباه و ناآگاهی به جای گوران نام ایل کلهور را تحویل مخاطبان می دهند، اگر چه بنده همواره بر این باور بوده و هستم که تفاوتی که قادر باشد دیواری را در بین  گویشوران فوق به لحاظ گفتاری و نوع تکلم برپا کند نه تنها وجود ندارد، بلکه به دور از هر گونه آگاهی و عرف زبانشناسی  قلمداد می شود، البته گورانی مورد بحث ما در اینجا نه لهجه ی گوران قدیم است و نه هورامی کنونی به شمار می آید و از سویی جغرافیای گویشوران این لهجه ی کوردی بمانند کلهوری،لکی و هورامی امروزی از بقایای لهجه ی سرزمین گویشوران کوردی گوران قدیم به حساب می آید و با دارا بودن دلایلی زنده باید ابراز داشت که گویش نامبرده از لحاظ اصوات و فنوتیک و تلفظ یکی از جمله لهجه های کوردی جنوبی است که ظرفیت آنرا دارد همراه با اکثریتی بیش از٩٠ درصد با گویش های محلی،ایلی و شهری که با عنوان و اسامی متفاوت شناخته می شوند با هم ادغام گردند و در راه یکپارچه سازی آنها نقش اولیه را از خود در عمل نشان دهد!؟

 اما در اینجا به سبب اینکه بیشترین ایرادها راجع به باز کردن نارسایهای شناسه ای پیرامون لهجه ی کوردی گوران قدیم ارائه شده است شایسته است که آورده شود که زبان کوردی به نوعی و بویژه کوردی جنوبی به طور کلی وامدار همین کوردی گوران قدیم است که زمانی خود به مانند زبانی میدانی و مستقل حوزه های گویشوری،ادبیاتی،فرهنگی،موسیقی،آیینی را در اختیار داشته است و از گوشه نگاهی به آثار باقی مانده از این لهجه ی گرانبها و قدیمی که به نظر می آید کوردها بایستی آنرا به عنوان زبانی باستانی-ملی برای ملت خود تعریف و ثبت کنند! در اینجا لازم است جهت شفافیتی بهتر بر روی همین مبنا که در دورانهای متفاوت تألیفات و نوشته های زیادی از گویشوران سرزمین  گوران کهن باقی مانده است که همگی با همان لهجه ی کوردی گوران قدیم(هورامی کنونی) طومار کرده اند نامی از آنها برده شود:

سروده های بهلول دانا(بهلول ماهی)در قرن دوم هجری ق، نوشته های بابا سرهنگ دودانی قرن چهارم.ق،نادرنامه الماس خان کنوله ای قرن ١٢.ق، تمامی نوشته و کلام های دفاتر آیینی یارسان و…الی اخر

 کاک ئاکۆ، بعد از گلایه مندی خویش و همچنین تهی کردن معنای اصطلاح “گوران” در زمینه های متعددی و قالب کردن آن تنها در یک اسلوب شعری!که درادامه می نویسد:”در عوض کوردی کرماشانی؛ کوردی جنوبی؛ کوردی باشوور؛ کوردی کلهری وجود دارد” در توضیح و شفاف سازی متن جمله ی آورده شده،باید بیان کرد که؛ معادل کوردی جنوبی در زبان کوردی همان کوردی باشوور است،بنابراین این دو اصطلاح در معنی و کاربرد در یک فرم قرار دارند و به همین سبب بایسته است که از آنها به عنوان یک گزینه استفاده کرد، نگارنده ی سطور فوق در ابراز و انتخاب گزینه ی کوردی جنوبی همراه با گزینه ی کوردی کرماشانی نه تنها با انتخاب کاک ئاکۆ موافق بوده است،بلکه اگر حمل بر خودستایی قلمداد نشود سال های پیشتر این “سرباز گمنام” با گفتار،نوشتار و مصاحبه های میدیایی در انتخاب این دو گزینه در راستای گزینشی  پوششی در انتخاب و ترویج آنها نقش داشته و بر این باور بود که شاید با گذشت زمان جایگزین اینهمه نام وعناوین ناسازگار شود که امروزه در قلمرو زبان کوردی جنوب کوردستان در تقاطع هم قرار گرفته اند، و اما چرا کوردی جنوبی و کوردی کرماشانی امروزه قابلیت آنرا دارند که هر کدام در معنای ژرف خود به عنوان شاخه ای پوششی در تقسیم بندی زبان های کوردی بویژه در بخش کوردستان رۆژهلات آنها را مورد توجه قرار داد!؟

 ١-کوردی جنوبی یا باشوری، پدیده ای است که در سیر تحولات زمان و زبان سر برون آورده است که در واقع به نظر می آید که اسمی توافقی خواهد بود که به دنبال جایگزینی پوششی از اکثریت آنهمه اسامی تیره،تایفه،ایل،شهر و کوهها است که حول پنجاه درصد میدان زبان کوردی را در یک محور از جغرافیای کوردستان ایران را در بر می گیرد و از سویی زبان دیوار سازی و جنگ بین لهجه های ایلی و تایفه ای  و شهری را کم رنگتر خواهد کرد که این گزینه به نوبه ی خود مزایای زیادی در آن نهفته است،اما تصویر زبان کوردی را در عنوان سمت و سوی جغرافیای کوردی کمی سرگردان خواهد کرد!

  گزینش اصطلاح کوردی کرماشانی؛ نام و شهر کرماشان نه تنها در جنوب کوردستان، بلک به نسبت تمامی جغرافیای کوردستان ایران به مثابه مرکز ثقلی از نگاه دسته بندیهای زبانی و آیینی ،اقتصادی،تاریخی،سیاسی و جمعیتی از اهمیت ویژه ی خود برخوردار است و به همین دلایل از قابلیتی برخوردار است که می تواند نام اکثریت لهجه و زیر لهجه های وابسته در سطح جغرافیای گویشوران جنوب کوردستان ایران را از خود و با نام کوردی کرماشانی جلوه دهد و علاوه بر دلایل ذکر شده باید از امتیازی مهمتر از اینها اشاره کرد که؛ کلیت جمعیت کوردی  که در مرکز استان یعنی شهر کرماشان ساکن هستند سالهای مدیدی است که با نوعی لهجه ی کوردی زیر نام “کوردی کرماشانی” صحبت می کنند، اگر چه این گونه تکلم کم و بیش سوهان خورده است، اما در درازنای سالها شکل گرفته وامروزه از تمامی مردمان هورامی،جاف،لک،گوران،کلهور،سنجابی،ایلامی،کوردهای همدان،بیجار و…حتا غیر کوردهای که در این شهر ساکن هستند با این گونه لهجه آشنا و توان تکلم را دارند بنابرین شایسته است که اولویت های این گونه ی مهم را بیش از گزینه اول مد نظر قرار داد…

کاک ئاکۆ در پیوستگی جمله اش جهت نمایندگی حوزه ی زبانی جنوب کوردستان گزینه ای دیگر به نام کوردی کلهوری را پیشنهاد کرده است،در این نگاه کاک ئاکۆ کمی محدودیت و یا بهتر بگویم تعصب ناشفافی از انتخاب لهجه ای قائل شده است، چونکه همانگونه که عموم ساکنان سرزمین جنوب کوردستان بر این واقف هستند که کلهور لهجه متعلق به جغرافیای مردمانی است که به گویش درون ایلی خویش به نام کلهوری یا که ڵڕی شهرت داشته و صحبت می کنند و مشابه این گزینه می توان گویشوران مناطق لک با لهجه ی کوردی لکی، حوزه ی گوران با لهجه ی گورانی، سنجابی با لهجه ی مردم سنجابی و پایروند،گروسی (بیجاری)و…الی آخر را مثال زد که همگی اینها در اختصاصات زبانشناسی کم و بیش بر روی یک محور قرار دارند و معیار و امتیازبندی یکی در برابر بقیه پرسش های متعددی را به بار خواهد آورد و همانطور برجسته کردن این نام و بیان نکردن ماباقی خود بخشی از این سوألها و پناه بردن به دیوارسازی در بین زبان تیره و تایفه و ایل ها زیاد خواهد بود که طبیعتا زیانش بیش از بهره اش برای هماهنگی و هم آوایی در انتخاب نام یک گویش کوردی برای مناطق مردمان جنوب کوردستان خواهد بود.

از بحثی دیگر، کاک ئاکۆ و بسیاری از کسانی که در زمینه های فرهنگی-زبانی مناطق جنوبی کوردستان دست به قلم و به  شیوه های متفاوت فعال هستند گویا مدتی است به گونه ای کدر از لهجه و جغرافیای مردم کورد لک سخن رانده و یا در نوشته و گفتارهای خودشان شیوه ی ناپدید کردن را پیروی می کنند که گاه گداری به نسبت این قضیه ذهن انسان را مشکوک می کند که نکند اینها هم به صف سیاستی ملحق گشته اند که مردم لک را قومی مستقل از ملت کورد با زبان و نژادی متفاوت معرفی کرده اند!؟ در این جهت ضرورت یادآوری را دارد که هر آنکسی که لااقل در شهر کرماشان زیسته و یا آشنایی اندکی با سمت شمال شرقی کرماشان را رو به جنوب این شهر تا لورستان در نظر بگیرد نمی تواند با وسعت گویشوران این لهجه ی کوردی نه تنها بیگانگی را از خود نشان دهد،در همانحال نیک می داند که خود شهر کرماشان صدها سال است که بنیاد آن بر روی سرزمین و مرتع و ملک مردم لک احداث شده است و تابلو کثرت جمیتی مردم لک در برابر تمامی تیره تایفه،ایل و هر غیر کوردی که امروزه سیمای شهر کرماشان را شکل داده اند پرنگتر است، به همین مناسبت به عنوان دلیل در طول زمامداری رژیم مذهبی ایران هیچ کاندیدای مجلسی برای ورود به مجلس نمایشی شورای اسلامی ایران بدون گذر از فیلتر مردم لک نتوانسته است  تا کنون به مجلس رژیم راه پیدا کنند و این خود نشانی از پررنگی تراکم جمعیت لکها در شهر سرنوشت ساز کوردستان شرقی است که به آسانی نتوان از آن گذشت!در بابت لهجه ی لکی باید گفت که؛ صرفنظر از اندکی تفاوت واژه و فعل و گفتار درونی مردم لک می توان آنرا در صف لهجه های دیگر کوردی جنوبی ادغام کرد و برتربینی ها را با نقشی عالمانه و آگاهانه منهدم کرد و همانگونه در شهر کرماشان که سالهاست در واقع با نوعی از تکلم کوردی مواجهیم باید گفت که بخشی اساسی از این گفتمان همانا مدیون زبان کوردی مردم لک و باقی ساکنان شهر کرماشان است که امروزه لهجه ی گفتاری مردم لک در کرماشان همچون باقی گونه ها از گویش کوردی در این خطه وارد مسیر رودخانه ای از زبان کوردی گردیده است که اکنون حاصل آن در شهر نامبرده منجر به آباد کردن چشمه ای عمیق و فراگیر به نام “کوردی کرماشانی” شده است.   

  لب کلام، من سرباز گمنام متعلق به ولایت کرماشان با تکرار و تأکید بر اینکه سالهای پیشتر بر روی دو گزینه از سه گزینه ی انتخابی از کاک ئاکۆ، در نوشتار،گفتار و مصاحبه های میدیایی که موجود هستند سعی داشته ام که بر اساس  وزن و دریچه های آگاهی که در اختیار داشته و بر پایه ی عبور از زمان به آن پی برده ضرورت ایجاد کرده که همراه قدری با تأمل به آن شاخه بندیهای زبان کوردی جنوبی از دیدگاه فعالان فرهنگی-زبانی از جنس بومی و غیره به نوبه ی خویش ارزیابی و نگاهی داشته باشم که در نتیجه سالهاست علی رغم میل خود جهت پوششی از اسامی لهجه ها در جنوب کوردستان، دو شاخه را مورد معیاربندی قرار داده که یکی همان (کوردی جنوب کوردستان ایران) است که در معنای تراشیده شده و توافقی پوششی است برای ممانعت از نام و دسته بندیهای تفرقه انداز، و آن دیگری (کوردی کرماشانی) که خود با توجه به توضیحات بالا ظرفیت زیر بنای           

نامگذاری به جای تمامی گویش و مشتقات آنان در شاخه ی کوردی جنوبی را می تواند از خود در عمل نشان دهد و این نام باستانی هم با تمامی خاصه اش کم کم ناهمواریها این راه سنگلاخی را به مرور زمان هموار خواهد کرد، بنابرین و در کوتاهی بایست به کاک ئاکۆ و باقی دوستداران و مسئولیت پذیران در عرصه ی کلیت جوانب مختص جنوب کوردستان یادآور شد که شوربختانه در کوردستان رۆژهڵات تا کنون نه تنها یک شکل استاندارد و صاحب مرز از زبان کوردی تعریف نشده است، در همانحال و به همین  مناسبت امثال کسانی چون شماها که در این میدان فعال هستید با توجه به ضربه پذیری و دگرگونیهای زبانی درطول زمان بایست بسیار هوشیار بود که این سرمایه ی زبانی-فرهنگی ویژه ی مردمان جنوب کوردستان به آسانی نبایستی در زیر سایه ی شاخه های دیگر از زبان کوردی دچار فیلتر آسیمیلاسیون واقع گردد،لذا برای این امر مهم شایسته است که تلاشی جمعی و صادقانه در حوزه ی جغرافیای زبانی به جریان درآید که تصمیم و نقش روند آن بر اساس آگاهی و آشنایی محض و بدور از هر گونه آویزان شدن به هر نامی اعم از تایفه ای،ایلی و تباری همراه با درک توانایی تفاوت ها در گوشه و کنار بطن لهجه و زیر مجموعه های آن در جنوب کوردستان ایران بر سر یکی از دو گزینه های بالا و یا انتخابی تازه و جذاب و سازگارتر با روحیه و روان گویشوران منطقه ی مزبور در دیار زاگروس توافقی  به عمل آید که حداقل بتوان آنرا به عنوان شاخصی از زبان کوردی جنوبی معرفی کرد و از آن در رسانه های صوتی،نوشتاری و محاوره ای در میان شاخه های زبان کوردی برجسته و حتا تثبیت کرد، باشد که روزی همگان و همگام، آگاهانه در این پیرامون با ابتکاری نو و تصمیمی درخور و هم سو با شرایط زبانی گویشوران جنوب کوردستان از توافق  جمعی دستاوردی والا حاصل آید.

 اردلان بهروزی امریکا     ٥/٢٥/٢٠٢٠   

 تأملی ناچیز بر متن مقاله ای تحت عنوان (آفتی بنام کوردی خوارین!!) از آقای ئاکو جه لیلیان،  بخش1،  ن: اردلان بهروزی

نویترین هەواڵ و بابەت