"an independent online kurdish website"

روز (دهم اکتبر) در جهان به‌ عنوان روز (مخالفت‌ با اعدام) که‌ توسط دولتها انجام میگیرد، تعین گشته‌ است.

 دولت کنونی ایران که‌ جمهوری است و دولت قبلی هم که‌ پادشاهی بود پایه‌ حکومتشان بر جوبه‌دار و دیوار تیربارانکردن استوار بوده‌ و میباشد. هفته‌ها قبل از دهم اکتبر انساندوستان، احزاب و جریانهای سیاسی و نماینده‌ دولتهای که‌ مخالف اعدام هستند در نشریات کتبی و سایتهای انترنتی و رادیو و تلویزنها شروع به‌ فعالیت مینمایند.

روز (7/10/2020) آقای (نوید آزادی) گوینده‌ رادیوهمسفر مصاحبه‌ای با زنی به‌ اسم (مینا احدی) از فعالین لغو اعدام داشتند. روز بعد شنونده‌گانی با رادیو تماس گرفتند و به‌ گفته‌های خانم (مینا احدی) در رابطه‌ با آقای رضا پهلوی فرزند محمدرضا پهلوی آخرین شاه‌ ایران اعتراض داشتند. یکی از آنها‌ اسمش (بابک بود) آقای بابک فعالیتهای مینا احدی را زیر سئوال بردند و گفتند که‌ ایشان فردی شناخته‌ شده‌ای نیستند، همچنین به‌ (فعالیت سیاسی 35 ساله‌ء خودشان در راه‌ آزادی) اشاره‌ نمودند.

در رابطه‌ با گفته‌های بابک شنونده‌ای‌ با رادیو تماس گرفتند، اظهار داشتند که‌ خانم مینا احدی را میشناسند، با ایشان در (کوه‌) مبارزه‌ نموده‌اند و کسانی هم که‌ در سوشیال مدیا فعال میباشند تصاویر خانم مینا احدی دیده‌اند و آن دوست شنونده‌ هم که‌ میگوید خانم احدی ناآشنا هستند، میتوانند آنها را ببیند.

جهت اطلاع، از طرز فارسی صحبت کردن این (فرد) شنونده‌گان میدانستند که‌ ایشان کرد هستند. اما خود را معرفی نکردند، چون تصویر او را در این نوشته‌ قرار داده‌ام، اسم ایشان که‌ (صابر) است بیان میدارم.

به‌ دنبال سخنان صابر بابک مجددا” با رادیو تماس گرفت و نسبت به‌ گفته‌های او اعتراض نمود و رو به‌ گویند رادیو و خطاب به‌ شنوندگان گفتند: آن فردء (تجزیه‌طلب) مرا تهدید نموده‌ و گفته‌ عکس مرا دارد.

گوینده‌ رادیو گفته‌هایش را رد کرد، اما او همچنان بر جمله‌ (آن فردء تجزیه‌طلب مرا تهدید کرده‌‌) تاکید میکرد.

گوینده‌ رادیو برای قانع نمودند ایشان مجددا” آن قسمت از برنامه‌ را پخش نمودند. مطالبی که‌ بابک بعنوان تهدید مطرح میکرد، وجود نداشت. در ضمن گوینده‌ رادیو گفتند: من آن فرد را میشناسم، ایشان کرد تجزیه‌طلب نیستند و از من ایرانیترند.

**

برای اطلاع به‌ سایت {(hamsafarradio.se) مراجعه‌، سپس به‌ آرشیو در (SoundCloud) بروید‌ و برنامهء‌ روزهای (7 و 8) اکتبر (2020)} را گوش دهید.

**

در رابطه‌ با مسئله‌ تجزیه‌طلبی به‌ مطلب زیر هم بنگریم:

روز 30/10/2020 در ماسمدیا این خبر پخش گردید: (حبیب أسیود یا حبیب فرج الله‌ چعب)، رهبر (حرکه‌ النظال العربی لتحریر الاحواز)} را در ترکیه‌ دستگیر و مخفیانه‌ او را به‌ ایران بردند. پیرامون آن (توطه‌ ضد انسانی دولتهای ترکیه‌ و ایران) مطلب زیر را هم بخوانیم.

{ Uppgifter till SVT: Svensk man gripen i Turkiet och förd till Iran i hemlighet

یک سوئدی – ایرانی در ترکیه‌ دستگیر و به‌ ایران تحویل داده‌ شد

استکهملمیان – تلویزیون (اس و ت) سوئد خبر از دستیگیری یک ایرانی تبار دارای تابعیت سوئدی میدهد که‌ توسط مقامات ترکیه‌ دستگیر و مخفیانه‌ تحویل ایران داده‌ شده‌ است. خانواده‌ این مرد که‌ 47 سال دارد، دستگیری وی در ترکیه‌ و تحویل داده‌ شدنش به‌ ایران را در تماس با تلویزیون (اس و ت) تائید کرده‌اند. وزارت خارجه‌ سوئد صحت این موضوع که‌ یک تبعه‌ سوئد با تبار ایرانی در ترکیه‌ بازداشت و سپس تحویل ایران داده‌ شده‌ است را تائید کرده‌ است اما حاضر به‌ ارائه‌ هیچ جزئیات بیشتری در این رابطه‌ نشده‌ است.

این پرونده‌ از دو جنبه‌ دارای اهمیت است.

نا امان بودن ترکیه‌ برای ایرانیان دو تابعیتی

نخست این که‌ فردی با وجود دارا بودن تابعیت سوئدی در ترکیه‌ دستگیر و به‌ یک کشور ثالث که‌ مجازات اعدام در آن وجود دارد تحویل داده‌ شده‌ است. رویدادی که‌ ترکیه‌ را به‌ یک کشور ناامن برای ایرانیان دو تابعیتی تبدیل میکند و باید زنگ خطری در این رابطه‌ باشد.

تلویزیون (اس و ت) مینویسد که‌ دستگیری یک تبعه‌ سوئد در استانبول ترکیه‌ و استردادش به‌ کشوری ثالث میتواند سوئد را درگیر یک اختلاف حقوقی بین المللی کند و رابطه‌ هم اکنون تیره‌ ترکیه‌ با اتحادیه‌ اروپا را باز هم تیره‌تر سازد.

عضویت در یک گروه‌ تروریستی منفور در نزد ایرانیان

از سوی دیگر بنظر نمیرسد که‌ فرد دستگیر شده‌ بتواند در انتظار همدری و حمایت قابل توجهی از جانب جامعه‌ ایرانی سوئد باشد. مرد 47 ساله‌ای که‌ در ترکیه‌ بازداشت و تحویل ایران داده‌ شده‌ است یکی از اعضای کلیدی گروه‌ جدایی طلب موسوم به‌

Arab Struggle Movemint for the Libration of Ahwaz(ASMLA)

است که‌ در راستای جداسازی بخشی از ایران از این کشور و ایجاد یک دولت مستقل در آن فعالیت میکند و از سوی عربستان سعودی حمایت مالی میشود. گروه‌های تجزیه‌طلب در نزد اکثریت ایرانیان بشد منفور هستند. خانواده‌ این فرد به‌ نوشته‌ تلویزیون (اس و ت) از پلیس و وزارت امور خارجه‌ سوئد خواستار اقدام در این زمینه‌ شده‌ اند. به‌ نوشته‌ (اس و ت)، و به‌ نقل از آروین خوشنود محقق و کارشناس امور خاورمیانه‌ و ایران. مجازات اعدام این ایرانی – سوئدی 47 ساله‌ را تهدید میکند.

تجربه‌ اما نشان داده‌ است که‌ این تصور که‌ (آن لینده‌) وزیر خارجه‌ سوسیال دمکرات سوئد، که‌ روابط بسیار حسنه‌ای با دولت ایران دارد، وقت و انرژی قابل توجهی در این گونه‌ موارد صرف کند چندان واقع بینانه‌ نیست. دولت سوئد با وسواس جزئیات این پرونده‌ را مخفی نگه‌ داشته‌ و از جمله‌ همه‌ مکاتبات ایمیلی در این رابطه‌ میان وزارت امور خارجه‌ سوئد و سفارت سوئد در انکارا (که‌ در حالت عادی اسناد علنی عمومی بشمار میروند) مهر محرمانه‌ خورده‌ است.}.

**

نوشته‌ء سایت (استکهملیان) دو قسمت است:

قسمتی اول: خبر (دستگیری یک ایرانی تبار دارای تابعیت سوئدی که‌ توسط مقامات ترکیه‌ دستگیر و مخفیانه‌ به‌ دولت ایران تحویل داده‌اند، این خبر هم مربوط به‌ کانال تلویزیونی (اس و ت)} میباشد، که‌ (استکهملیان) بازپخش نموده‌اند.

قسمت دوم: موضوعگیری و دیدگاه‌ مجریان آن سایت راجع به‌ افراد یا جریانهای ” تجزیه‌طلب ” میباشد. تفاوت افکار آنها با حاکمان قبلی و کنونی ایران مثل خمینی و خامنه‌ای و خالخالی و رئیسی که‌ حکم مرگ ده‌هاهزار نفر را صادر کرده‌ان، چه‌ بوده‌ و چیست؟

در اینجا لازم است به‌ مسئله‌ء تجزیه‌طلبی در روابط سیاسی جهان بنگریم.

تجزیه‌طلبی یا (حق جداشدن و تعین سرنوشت)

(حق جداشدن و تعین سرنوشت) در سیستمهای دمکراسی و دیکتاتوری

(حق جداشدن و تعین سرنوشت) در سیستم دمکراسی

1 – کشور نروژ تا سال 1905 قسمتی از سوئد بود، سپس مردم نروژ خواستار جداشدن از سوئد گشتند و با برگزاری رفراندوم جهت حق (تعین سرنوشت) از کشور و دولت سوئد جدا شدند. مردم و دولت سوئد با دید احترام به‌ رفراندوم آنها نگریستند و هر سال‌ در روز استقلال نروژ به‌ آنها تبریک میگویند و در کمال دوستی و احترام به‌ همسایه‌‌ خویش که‌ (کشور نروژ و دولت نروژ) میباشد، مینگرند و از بکار بردن جمله‌ء ننگین و ضد انسانی و ضد آزادییه‌ (تجزیه‌طلب) شرم مینمایند.

2 – چکوسلواکی، کشور چکوسلواکی تا سال 1989 یک کشور بود، سپس به‌ دو کشور (چک) و (اسلواک) تبدیل گشت و بدون نگرانی در جوار هم دوستانه‌ زندگی میکنند و بکار بردن جملهء‌ کثیف (تجزیه‌طلب) در نظر آنها ارزشی نداشته‌ و ندارد.

3 – در سال 2014 در (سکوتلند) رفراندومی جهت جداشدن از (بریتانیا) برگزار گردید، دولت و مردم بریتانیا برای‌ سکولندیها از جمله‌ء تجزیه‌طلب استفاده‌ ننمودند. نمونه‌های دیگری در جهان وجود دارد.

(حق جداشدن و تعین سرنوشت) در سیستم دیکتاتوری

دولت ایران، لازم نیست به‌ تاریخ گذشته‌ء دور ایران بنگریم، فقط روزهای آخر حکمرانی آخرین پادشاه ایران را بنگریم. مردم ایران در سال 1357 با شعار ( الله‌هواکبر – خمینی رهبر) – (استقلال – آزادی – جمهوری اسلامی) علیه‌ سیستم پادشاهی و حکومت محمدرضا پهلوی شاه‌ وقت قیام نمودند، شاه‌ برای حل این بحران (دینی سیاسی) تلاش وافری نمود و در راستای حل آن در تلویزیون ایران سخنرانیهای داشتند و با جملهء ‌

( با رفتن من ایران، ایرانستان میشود)

با مردم روبرو شدند، سپس فردی به‌ اسم (شاهپور بختیار) را به‌ نخستوزیری انتخاب نمود و خود ناچار به‌ ترک ایران شد. آقای بختیار سمت نخستوزیری را با لقب (مرغ توفانزا) در راستای برقراری آزادی سیاسی و دمکراسی در ایران را به‌ دست گرفتند، در این دوران آزادیخواهی در تلویزیون گفتند:

(کردها تجزیه‌طلب هستند).

این گفته‌ بختیار چکیده‌ همان جمله‌ء شاه‌ بود که‌ میگفت: (با رفتن من ایران، ایرانستان میشود).

زمانی که‌ آن جمله‌ء بختیار شنیدم، ناخودآگاه‌ جملات زیرا را به‌ کردی نوشتم:

ژیانی کوردان ئه‌نگوس له‌ چاوه‌

نه‌بوو قه‌ت تیشکێ بدا له‌و ناوه‌

ئازادی ئه‌مڕۆ دنیای کرد داگیر

تازه‌ به‌ندخانه‌ بۆ کورد کراوه‌.

=

زندگی ملت کرد تیره‌ و تار است

متاسفانه‌ نوری بآن نتابیده‌ است

امروز هم که‌ آزادی حکومت میکند

برای ملت کرد زندان ایجاد میکند.

**

جهت اطلاع، در تظاهراتهای کردستان شعارهای ( الله‌هواکبر – خمینی رهبر) – (استقلال – آزادی – جمهوری اسلامی) ارزشی نداشت و شعارها در جهت (آزادی – کار و رفاء عمومی) بود.

دوران نخستوزیری بختیار و سیستم پادشاهی ایران به‌ فرمان (انقلاب اسلامی) منقرض گردید و حکومت اسلامی جایگزین شد. جمله‌ء (کردها تجزیه‌طلب هستند) ماتریال حکومتی در سیستم (پادشاهی و جمهوری) با هر ایدئولوژی دیگری میباشد، در همان ماههای اول حکومت اسلامی ایران اعدامهای گروهی در شهر و روستاهای کردستان در راستای همان گفتهء‌ شاپور بختیار شروع گشت و هم اکنون بعد از چهل سال ادامه‌ دارد.

مسئله‌ (حق جداشدن و تعین سرنوشت) نه‌ تنها در بارگاه‌ حکومتگران ایرانی جرم است، بلکه‌ در نظر سیاسیونی ایرانیی هم که‌ بخاطر نبودن آزادی در ایران خود را به‌‌ اروپا و امریکا رسانده‌اند و به‌ عنوان پناهنده‌ سیاسی زندگی میکنند جرم کبیره‌ای است که‌ حتی در روزی که‌ فعالیت برای لغو اعدام انجام میگیرد، مسئلهء‌ تجزیه‌طلب کردها عنوان میگردد و گوینده‌ رادیو همسفر هم بجای اینکه‌ بگوید: آقای بابک ما که‌ بیش از 35 سال است بدلیل نبودن آزادی از ایران فرار کرده‌ایم و در این مدت خود را هم سیاسی و مخالف جمهوری اسلامی دانسته‌ایم و میدانیم دولت ایران کردها را به‌ دلیل همان مسئله‌ء تجزیه‌طلبی اعدام کرده‌ و میکند، چرا چنین مسئله‌ای را مطرح میکنید، پس تفاوت ما با (سیستم پادشاهی و جمهوری اسلامی ایران) چیست – به‌ دلنوای ایشان میپردازد، میگویند: من آن شخص را میشناسم، ایشان کرد تجزیه‌طلب نیستند و از من ایرانتر میباشند!

راستی با چنین ایده‌ای این آزادیخواهان چرا از ایران خارج شده‌اند، با آن دیدگاهی که‌ دارند میتوانستند پستهای حساس و مهم حکومتی را کسب نمایند.

چند سطری در رابطه‌ آن فرد ایرانتر

در قسمت پیش به‌ نام ایشان که‌ (صابر) است، اشاره‌ نمودم.

ایشان در صحبتش با رادیو همسفر گفت: خانم مینا احدی را میشناسند و {با او در (کوه‌) مبارزه‌ نموده‌اند}.

جمله‌ (مبارزه‌ کردن در کوه) نادرست و ناسنجیده‌ است، آنها با کمک و رهنمای مردم روستاهای کردستان مبارزه‌ میکرده‌اند. زمانی که‌ دسته‌ای از آنها عازم ماموریت تشکیلاتی بودند مردم روستاها در هر جهت به‌ آنها کمک میکردند، آنها رهنمایی مینمودند که‌ از کدام مسیر حرکت کنند و مسیر نا امن را برای آنها مشخص میکردند، لباس و خوراک و امکان دیگر را در اختیارشان قرار میدادند، در شرایط تعقیب آنها مخفیشان مینمودند و در شرایط مریضی یار و غمخوار مبارزین میبودند.

چند سطر دیگری در رابطه‌ با آقای صابر، روز 8 مارس به‌ عنوان (روز زن) تعین گشته‌، در روز 8 مارس 2012 در رادیوی فارسی {آوا (AVA)} برنامه‌ راجع به‌ روز زن اجرا گردید و شنوندگان با رادیو تماس میگرفتند و مطالبی را بیان میداشند، من هم به‌ مانند شنونده‌ای با رادیو تماس گرفتم و چند سطری که‌ سالها قبل به‌ کردی و فارسی در رابطه‌ با (وضع تعدادی از زنان در بغداد) نوشته‌ بودم، در رادیو خواندم. پس از من چند نفر با رادیو تماس گرفتند و به‌ شرکت من و صحبت کردن در آن رادیو و رادیوهای دیگر اعتراض نمودند و استدال آنها این بود که‌ (این فرد خود را ایرانی نمیداند) در رابطه‌ با این مسئله‌ مجری برنامه‌ از من چنین سئوال نمود:

(شما خود را ایرانی نمیدانید؟)

منهم طبق عقیده‌ سیاسی خودم و با استدالهای گفتم: (نه‌، من خود را ایرانی نمیدانم.)

سپس شنوندگانی دیگری نسبت به‌ آن موضوع نظرات خویش بیان داشتند، یکی از آنها آقای صابر بود، ایشان نظرات خویش را بیان نمودند و گفتند من و آقای سعید میشناسیم و با هم مبارزه‌ کرده‌ایم، در جهان ایده‌ها سیاسی مختلفی مثل (راسیست و ناسیونالیست) وجود دارد، آقای سعید هم یک (ناسیونالیست کرد) میباشند.

خوشبختانه‌ گفته‌های آن روز رادیو { آوا (AVA)} و رادیو دیگری در رابطه‌ با همان موضوع در انترنێت وجود دارد، اگر در ) youtobe) بنویسید: (sai saqzi) در میان چند برنامهء‌ ویدیی سه‌ برنامه‌ به‌ نام (سوئد را تبدیل به‌ ایران نکنید) وجود دارد، تا جائیکه‌ به‌ یاد داشته‌ باشم گفته‌های آقای صابر در قسمت سوم میباشد.

**

این مطلب برای سایت (رادیوهمسفر) و سایت (استکهملمیان) ارسال گشته‌ است.

8/11/2020

سه‌عی سه‌قزی

sai.saqzi@gmail.com

reklam Vimla

نویترین هەواڵ و بابەت