"an independent online kurdish website"

محاکمه‌ اول دولت ایران:

روز (4/2/2021) برابر با (16/11/1399) یکی از (مسئولین سفارت دولت ایران در اتریش) به‌ اسم (اسدالله‌ اسدی) به‌ جرم ترور و اقدام برای بمب گذاری در {(متینگ سالانهء‌ سازمان مجاهدین خلق ایران)،

در پاریس)} در (دادگاه‌ انتورپ بلژیک) محاکمه‌ و به‌ بیست سال زندان محکوم گشت، همچنین یک زن به‌ اسم (نه‌سیمه‌ نعمانی) و دو مرد به‌ اسامی (مهران عارفانی) و (امیر سعدونی) به‌ جرم همکاری با ( اسدالله‌ اسدی) در راستای همان برنامه‌ء تروریستی به‌ ترتیب به‌ (18 – 17 و 15) سال زندان محکوم گشتند.

بمبی که‌ قرار بود در متینگ سازمان مجاهدین خلق منفجر گردد، بمبی بوده‌ با قدرت انفجاری بالا و توسط دولت ایران در ایران ساخته‌ شده‌ بود، دولت ایران آنرا با (هواپیما مسافربری) به‌ اروپا انتقال داده‌ بود. خوشبختانه‌ پلیس کشورهای اتریش و بلژیک با هم همکاری نمودند‌ و در نتیجه‌ توانستند آن برنامه‌ تروریستی که‌ دولت ایران در سدد انجام آن بود، خنثی کردند.

اقدام به‌ موقع پلیس (اتریش و بلژیک) مایه‌ خوشحالی هر فرد میباشد! همچنین تلاش (قضات دادگاه‌ انتورپ بلژیک) که‌ دولت ایران را به‌ محاکمه‌ کشیده‌ و محکوم نموده‌ امری انسانی و در جهت اجرای عدالت بوده‌ و میباشد!

برای (خوانندگان این مطلب واضح است که‌ انتقال چنین بمبی با (هواپیما مسافربری) سند عملکرد تروریستی و خونریزی دولت ایران میباشد که‌ هیچگونه‌ ارزشی برای جان انسان در کل و بخصوص مسافران آن هواپیما قائل نبوده است!

محاکمه‌ دوم دولت اتریش:

اینرا میدانیم که‌ ( اسدالله‌ اسدی) تروریست از مسئولین سفارت ایران در اتریش بود، نامبرده‌ قبل از رفتن به‌ دادگاه‌ تلاش وافری نمود که‌ خود را به‌ سفارت ایران در اتریش برساند، اما مقامات قضای و دولتی کشورهای (بلژیک و آلمان) تلاش او را باطل نموده‌ و مانع رفتن او به‌ اتریش شدند. اگر نامبرده‌ خود به‌ اتریش میرساند بدون تردید او نه‌ آنکه‌ به‌ جرم عمل (تروریستی) به‌ دادگاه نمیرفت و محکومیتی در کارنامه‌ او ‌ثپت نمیشد، بلکه‌ آزادانه‌ به‌‌ مانند یک دیپلمات به‌ ایران برگشت و از دست عدالت فرار میکرد!

اگر بگویم (قضات دادگاه‌) به‌ نقشه‌ء این تروریست و رفتن او به‌ اتریش پی برده‌ بودند، در محضر آنها و خوانندگان گرامی این چند سطر بیادبی نکرده‌ام. برای روشن نمودند این مسئله‌ لازم است به‌ {کارنامهء‌ دولت ایران در روز (13/7/1989) = (22/4/ 1368) در اتریش بنگریم. در آن روز آقای دکتر عبدالرحمن قاسملو، رهبر وقت حزب دمکرات کردستان ایران و آقای (عبدالله‌ قادری آذر نماینده‌ حزب دمکرات در پارس) در خانهء‌ آقای (فاضل رسول در اتریش) با افرادی به‌ اسامی (محمد جعفری صحرارودی، مصطفی آجودی و غفور درجزی) نمایند‌گان دولت ایران در رابطه‌ با حق و حقوق سیاسی ملت کرد مذاکره‌ مینمایند.

در رابطه‌ با برگزاری این مذاکره‌ به‌ چند سطر زیر که‌ قستمی از یک نوشته‌ء طولانی به‌ قلم خبرنگار بخش فارسی (BBC) میباشد، بنگریم که‌ چنین نوشته‌اند:

{ صداهای ناشنیده‌ از آخرین لحظات ترور رهبران کرد در وین

ژیار گل – بی بی سی

شروع تیراندازی و کشته شدن نمایندگان کرد

حدود ساعت ۷:۳۰ عصر مردی خونین کشان کشان از ساختمان محل مذاکرات خارج می‌شود. او محمد جعفر صحرارودی بوده. از ناحیه گردن و شانه زخمی شده. همسایه‌‎ها به پلیس زنگ می‌زنند. غفور درجزی از جیب او پاکتی را در می‌آورد و فرار می‌کند. اما دقایقی بعد غفور درجزی بر می‌گردد و داد می‌زند “دوست من، دوست من”. پلیس او را بازداشت می‌کند.

خبر کشته شدن چند نفر در نزدیکی هتل هیلتون خسرو بهرامی را نگران می‌کند. آن شب قرار بود دکتر قاسملو پس از جلسه هتل هیلتون، برای شام به خانه او بر گردد. آقای بهرامی به محل حادثه می‌رود و خود را به پلیس معرفی می‌کند. پلیس ضد تروریسم وین از کشته شدن سه کرد خبر می‌دهد.

پلیس او را برای شناسایی فرد زخمی شده به بیمارستان می‌برد. آنجا جعفری صحرارودی را می‌بیند که از ناحیه شانه و چانه زخمی شده و بیهوش روی تخت خوابیده. او را نمی شناسد. سپس او به مرکز پلیس برای شناسایی شخص بازداشت برده می‌شود.

آقای بهرامی می‌گوید “در مرکز پلیس مردی ایرانی وحشت‌زده آمد و گفت آقا شما ایرانی هستی؟ و گفت نمی‌داند چرا او را بازداشت کرده‌اند. ناخودآگاه گفتم نمی‌دانی کی هستی؟ تو قاتل دکتر قاسملو هستی. روز بعد در روزنامه‌های اتریش دیدم شخص زخمی شده محمد جعفری صحرارودی بود و شخص بازداشتی امیر منصور بزرگیان اصل که با پاسپورت جعلی غفور درجزی به اتریش آمده.”

بازگرداندن مظنونان به ترورها به تهران

از همان لحظات اولیه جمهوری اسلامی گروه‌های کرد مخالف مذاکرات را عامل ترورها خواند. حسین نقره کار شیرازی سفیر وقت ایران در اتریش برای آزادی شهروندان ایرانی بازداشت شده دست به کار شد.

خسرو بهرامی از اسوالد کسلر، رئیس پلیس ضد تروریسم وین درباره عاملان ترورها می‌پرسد. رئیس تیم کارآگاهان پلیس می‎گوید “سه کرد در این جلسه حضور داشته‌اند. هر سه کشته شده‌اند، اما هر سه ایرانی زنده مانده‌اند. قضیه برای ما کاملا روشن است. از این به بعد این سیاستمداران هستند که تصمیم خواهند گرفت باید چه کار کرد.”

در بازجوئی‌ها جعفری صحرارودی و غفور درجزی شهادت‌های متناقضی از حادثه به پلیس می‌دهند. جعفری صحرارودی می‌گوید مهاجمان از در وارد شده و همه را به گلوله بستند. در حالی که گلوله‌ها از جایی که او نشسته شلیک شده، یعنی از طرف مقابل به سوی دیوار در ورودی. در ساختمان شکسته نشده، این یعنی در برای مهاجمان باز شده. کارآگاهان معتقدند آقای قاسملو و فاضل رسول غافلگیر شده‌اند. اما عبدالله قادری آذر با مهاجمان درگیر شده و با چندین گلوله کشته شده.

پلیس اسلحه‌ها و صدا خفه کن‌ها را پیدا می‌کند که از ایران آمده است. سلاح‌ها زمان شاه از اسپانیا خریداری شده بود. پلیس معتقد است احتمالا یکی از گلوله‌ها کمانه کرده و به جعفری صحرارودی خورده. اما سناریوی دیگر این است که او با عبدالله قادری آذر گلآویز شده و گلوله‌ای اشتباهی به او برخورد کرده. چرا که چندین گلوله به قادری آذر اصابت کرده بود.

فعالان کرد در وین در اطراف سفارت ایران در وین نگهبانی می‌دهند که افراد مظنون از کشور خارج نشوند. اما روزی که کردها سرگرم بدرقه جنازه آقای قاسملو در پاریس می‌شوند، محمد جعفری صحرارودی و غفوز درجزی از وین به تهران پرواز می‌کنند. اما دادستان وین حدود دو ماه بعد از خروج آنها حکم بازداشت هر دو را صادر می‌کند.

اکبر هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطراتش درباره ترورهای وین نوشت، “در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۶۸، (هشت روز پس از ترور رهبران کرد)، محمود واعظی (معاون وقت وزیر خارجه) تلفنی از تهران خبر داد که وزیر خارجه اتریش گفته است ایران در قتل قاسملو به احتمال زیاد دیده می‌شود. گفتم برای جواب مشورت کنید. گفت اتریشی‌ها خوب برخورد کرده‌اند. مامور ایرانی را تبرئه و به ایران اعزام داشته‌اند.”}.

**

قسمت اول نوشته‌ آقا ژیار گل چنین شروع گشته‌:

شروع تیراندازی و کشته شدن نمایندگان کرد

(حدود ساعت ۷:۳۰ عصر مردی خونین کشان کشان از ساختمان محل مذاکرات خارج می‌شود. او محمد جعفر صحرارودی بوده.).

سپس چنین میخوانیم:

(خسرو بهرامی از اسوالد کسلر، رئیس پلیس ضد تروریسم وین درباره عاملان ترورها می‌پرسد. رئیس تیم کارآگاهان پلیس می‎گوید “سه کرد در این جلسه حضور داشته‌اند. هر سه کشته شده‌اند، اما هر سه ایرانی زنده مانده‌اند. قضیه برای ما کاملا روشن است. از این به بعد این سیاستمداران هستند که تصمیم خواهند گرفت باید چه کار کرد.”).

جمله‌ء رئیس پلیس ضد ترور که‌ گفته‌ است:

قضیه برای ما کاملا روشن است. از این به بعد این سیاستمداران هستند که تصمیم خواهند گرفت باید چه کار کرد.”).

بیانگر اینست که‌ در اتریش سیاستمداران تصمیم میگرند، نه‌ قانون!

نتیجه‌ کار سیاستمداران، یا بهتر بگویم دولت اتریش چنین بوده‌ است:

فعالان کرد در وین در اطراف سفارت ایران در وین نگهبانی می‌دهند که افراد مظنون از کشور خارج نشوند. اما روزی که کردها سرگرم بدرقه جنازه آقای قاسملو در پاریس می‌شوند، محمد جعفری صحرارودی و غفوز درجزی از وین به تهران پرواز می‌کنند. اما دادستان وین حدود دو ماه بعد از خروج آنها حکم بازداشت هر دو را صادر می‌کند.

با توجه‌ به‌ مدارک فوق در اینجا باید گفت دولت اتریش هم بطور غیره‌ مستقیم در (دادگاه‌ انتورپ بلژیک) محاکمه‌ گشته‌ است! با امید روزی که‌ فساد دولتی در جامعه‌ جهانی پایان یابد و انسان در کل و ملتهای تحت ستم هم به‌ طور اخص به‌ سرمنزل آزادی و خوشبختی برسند. 

22/2/2021

سه‌عی سه‌قزی

sai.saqzi@gmail.com 

datafixare

نویترین هەواڵ و بابەت