"an independent online kurdish website"

نوروز

از دیروز تا امروز

نوروز بوده‌ و نوروز

این روز بر تو و همگان

باد پیروز!

برای آگاهی از نوروز مقداری به‌ گذشتهء‌ دور برمیگردیم،

برمیگردیم به‌ زمانی که‌ ماشین، قطار، هواپیما برای مسافرت نبود،

برق برای روشنایی منزل‌ و محل رفت و آمد نبود، گاز برای پختن غذا نبود،

فروشگاهای لیدل و ایکا و کونسوم برای خرید موارد غذایی نبود.

برمیگردیم به‌ زمانی که‌ دکتر و پرستار و مریضخانه‌ برای مداوای انسانهای مریض نبود.

مردم در آن دوران در روستاهای کوچک در میان دره‌ و جنگل و کوه‌ها زندگی میگردند، از اواخر پائیز بمدت سه‌ ماه‌ در قرنطینه‌ زمستانی میان برف و بوران و کولاک قرار میگرفتند و امکان رفت و آمد به‌ خارج از روستاهای خویش را نداشتند و با اندک مواد خوراکی برای خود و مقداری علف برای چارپان که‌ در پائیز ذخیره‌ نموده‌ بودند، زندگی میکردند.

بعضی سالها سرمای زمستانی قبل از موعود مقرر شروع میشد و بیشتر از سه‌ ماه‌ هم طول میکشید، مردم با کمی خوراک برای خود و علف برای چارپایان روبرو میشدند، در این دوران قرنطینه‌ زمستانی روز شماری میکردند که‌ زمستان هرچه‌ زودتر تمام شود.

در اواخر زمستان به‌ جای بوران و کولاک باد نسبتا” گرمی موسوم به‌ شه‌مال شروع به‌ وزیدن میکرد، برفها کم کم ذوب میشدند، سبزه‌ از خاک سر درمیآورد و درختها‌ شکوفه باران میشدند و به‌لانهء پرنده‌گان برای پرورش جوجه‌ها تبدیل میگشت و مردم کم کم از روستاهای خویش خارج میشدند و با طبیعت دیدار تازه‌ میکردند، هر ثانیه‌ و هر ده‌قیقه‌ و هر ساعت این دوران برای آنهائی که‌ در قرنطنیه‌ زمستانی بودند، روزء تازه‌ای محسوب میشد!

**

نوروز جمشیدی

در این شرایط زیبا روزی یکی از پادشاهان سلسله‌ پیشدادی به‌ نام جمشید به‌ منظور دیدار از طبعیت فرمان به‌ ساختن تختی میدهد و برآن مینشیند، چند مرد قوی هیکل تخت را بر شانهای‌ خویش قرار میدهند و‌ جمشید را برای دیدار از طبیعت به‌ دشت و دمن میبرند. مردمء غرق در زیبای طبیعت با دیدن جمشید شادتر میشوند و تخت او را گلباران مینمایند، جمشید آن روز را روز نو مینامند. در راستای آن به‌ شاهنامه فردوسی بنگریم، که‌ چنین میگوید:‌

به‌ فڕ کیانی یکی تخت ساخت

چه‌ مایه‌ بدو گوهر اندر نشاخت

که‌ چون خواستی دیو برداشتی

ز هامون به‌ گردون بر افراشتی

چو خورشید تابان میان هوا

نشسته‌ برو شاه‌ فرمانروا

جهان انجمن شد بر آن تخت او

شگفتی فرومانده‌ از بخت او

به‌ جمشید بر گوهر افشاندند

مر آن روز را روز نو خواندند

**

ایرانیان و مجازات جمشید

ایرانیان از در دشمنی با جمشیدء بنیانگذار نوروز درآمدند و برای از بین بردن او تلاش نمودند، اما توانای آنرا نداشتند، سپس با لشکر و سپاه‌ به‌ عربها پناه‌ میبرند و از ضحاک تمنی میکنند که‌ پادشاهی آنها را قبول فرمایند، ضحاک به‌ درخواست ایرانیان جواب مثبت میدهد و پادشاهی آنها را میپزیرد. سپس سپاه‌ ایرانیان و سپاه‌ ضحاک با هم به‌ جمشید حمله‌ میکنند، جمشید به‌ ناچار‌ فراری میشود، ایرانیان ضحاک را به‌ کاخ جمشید میبرند و دو دختر جمشید به‌ اسامی شهرنواز و ارنواز را به‌ او معرفی میکنند. بعد به‌ تعقیب جمشید میپردازند و پس از گذشت سالها او را در دریای چنین اسیر مینمایند و با اره‌ به‌ دو نیم تقسیم میکنند. در شاهنامه‌ چنین آمده‌:

**

یکایک از ایران برآمد سپاه‌

سوی تازیان برگرفتند راه‌

شنودند کآنجا یکی مهتر است

پر از هول شاه‌ اژدها پیکر است

سواران ایران همه‌ شاه‌ جوی

نهادند یکسر بضحاک روی

بشاهی برو آفرین خواندند

ورا شاه‌ ایران زمین خواندند

…….

…….

چو ضحاکش آورد ناگه‌ بچنگ

یکایک ندادش زمانی درنگ

به‌ اڕره‌ مر او را بدو نیم کرد

جهانرا ازو پاک و بی بیم کرد

**

ضحاک شاه‌ در کاخ جمشیدی هم در عیش و نوش بود و هم در مقام حاکمیت، در راستای پایداری حکومت ضحاک شاه‌ مسئله‌‌ای زیر نام پیدایش مار بر دوش ضحاک و مداوای او با مغز سر انسان پیش میآید، که‌ باید هر شب دو جوان کشته‌ شود و از مغزه‌ آنها غذا تهیه‌ گردد تا مغز جناب ضحاک فعال باشد.

زمان میگذشت، هر شب سر دو جوان از بدن جدا میگشت و مغز آنها تبدیل به‌ خوراک میشد. در این پروسه ‌هفده (‌17) پسر فردی به‌ اسم (کاوه‌ آهنگر) کشته‌ میشود. بر اثر این ستمگری مردم در فکر چاره‌ برمیآیند و دو نفر به‌ اسامی ارمایل و کرمایل زیر نام آشپز وارد آشپزخانه‌ (ضحاک شاه‌) میشوند.

طبق برنامه‌ قبلی که‌ اجرا میشد هر شب دو جوان را به‌ ارمایل و کرمایل تحویل میداند تا از مغز آنها خوراک درست نمایند. آشپرها در نهایت غم و اندو و به‌ ناچار یکی از آنها را میکشتند و دیگری را مخفیانه‌ فراری میدادند و به‌ او میگفتند: نباید در شهر بمانی، خود را به‌ کوهستانها برسان که‌ دور از چشم طرفداران ضحاک است. تعداد جوانانی که‌ از مرگ نجات یافته‌ بودند‌ به‌ دویست نفر میرسد، ارمایل و کرمایل مخفیانه‌ چندین رئس بز و گوسفند را برای آنها میبرند تا بخورند و از گرسنگی نمیرند. در شاهنامه‌ چنین آمده‌ است:

یکی را بجان داد زنهار و گفت

نگر تا بیآری سر اندر نهفت

نگر تا نباشی به‌ آباد شهر

ترا در جهان کوه و دشتست بهر

بجای سرش زآن سر بی بها

خورش ساختند از پی اژدها

از این گونه‌ هر ماهیان سی جوان

از ایشان همی یافتندی روان

چو گرد آمدندی از ایشان دویست

بر آنسان که‌ نشناختندی که‌ کیست

خورشگر بریشان بز و چند میش

بدادی و صحرا نهادیش پیش

کنون کرد از آن تخمه‌ دارد نژاد‌

کز آباد نیآید بدل برش یاد

بود خانهاشان سراسر پلاس

ندارند در دل ز یزدان هراس

**

در آن اشعار به‌ طور مشخص به‌ کرد اشاره‌ گشته‌، اما متاسفانه‌ با جملات بسیار زشتی که‌ میگوید:   

بود خانهاشان سراسر پلاس

ندارند در دل ز یزدان هراس.

با توجه‌ به‌ کارنامه‌ء ایرانیان در برابر جمشید (بنیانگذار نوروز) درست است بگویند: (جشن نوروز) و (نوروز جمشیدی) مطعلق به‌ ایرانیان میباشد. بخصوص با تاریخ اسلامی

آیا بهتر نیست در باره‌ آن تجدید نظر گردد و مسئله‌ را درست مانند خود بیان کرد؟

**

نوروز و مجازات کرد در سوئد

آقای نوید آزادی روز 10/3/2021 در رادیو همسفر چنین گفتند: در آن این علامت را زده‌اند و نوشته‌اند که‌

{ الفارسی  Information om vaxination mot  kovid 19 på andra språk (1177).se }

بفرما، الفارسی – 1177 – الفارسی چییه‌ دیکه‌ پدر. العربی را شنیده‌ بودیم ولی حتما” الفارسی هم هست که‌ ما نمیدونیم، یعنی وقتی که‌ نفوذ در اینجور جاها زیاد میشه‌ هر کسی برای خودش درست میکند.

در یکی از فروشگاهها که‌ میخواسته‌ وسائل (سفره‌ 7 سین) بفروشد یک نفر که‌ معلوم بود ایشان کردتبار هسش و در آنجا کار میکرد بر داشته‌ بود عکس پرچمی که‌ خود عزیزان کرد دارند و به‌ نام پرچم کردستان ازش یاد میکنند، گذاشته‌ بود آنجا و به‌ سوئدی نوشته‌ بود عید نوروز مبارک و بعد هم توضیحات داده‌ بودند.

حالا هم کسی که‌ تو (1177) کار میکند، چون اگر ایرانی بود، میدانست که الفارسی چییه‌ پدر.

**

آقای آزادی میگویند: یعنی وقتی که‌ نفوذ در اینجور جاها زیاد میشه‌ هر کسی برای خودش درست میکند.

**

در اینجا لازمست پرسید: چرا وجود آنها را زیادی میدانید، آنها هم پناهنده‌ای هستند مثل من و تۆ!

در رابطه‌ با آن کلمه‌ نادرست الفارسی که‌ نوشته‌ شده‌ است، اگر با اداره‌ مربوطه‌ تماس میگرفتند و درخواست اصلاح میکردند، مطمنا” آنرا اصلاح میکردند.

آن اطلاعیه (kovid 19) که‌ مربوط به‌ یکی از ادارات دولتی سوئد میباشد چه‌ ارتباطی دارد با آن (سفره‌ نوروزی) که‌ فردی در فروشگاهی درست کرده و باید در رادیو مطرح گردد‌‌؟

در رابطه‌ با استفاده‌ کردن از آن پرچم، فارسها کتاب حافظ یا کتاب قرآن را روی (سفرهء‌ نوروزی) قرار میدهند، آن فرد کرد هم آن پرچم را گذاشته است. چرا این تعجب آور است؟

جهت اطلاع: جریانهای سیاسی کردستان در سوئد برنامه‌های‌ به‌ صورت تظاهرات خیابانی با شرکت دهها هزار نفر و سمینارهای در لوکال‌ها با شرکت صدها نفر برگزار نموده‌اند، همگی با پرچم کردستان برگزار گشته‌ است، مردم سوئد، دولت سوئد و پلیس سوئد با دید انسانی و متمدانه‌ به‌ آن نگریسته‌اند، اما آقای نوید آزادی با توجه‌ به‌ اینکه‌ ده‌ها سال است در سوئد میباشند، چنین فکر میکنند؟

با امید اینکه‌ آقای (آزادی) مقداری آزادمنش باشند.

نه‌ورۆز و به‌هار

ئه‌مڕۆ رۆژێ پیرۆزه‌

ئه‌مرۆ، جه‌ژنی نه‌ورۆزه‌

نه‌ورۆز سه‌ره‌تای ساڵه‌

وه‌رزه‌که‌یشی به‌هاره‌

به‌هار وه‌رزێ شیرینه‌

ده‌شت و چیا ره‌نگینه‌

مه‌لان بێچوو هه‌ڵئێنن

له‌ نێو باخان ئه‌خوێنن

دره‌ختان چرۆ ئه‌كا

گوڵ و میوه‌ ده‌رئه‌كا

شار و گوندان سه‌رانسه‌ر

پڕ له‌ به‌هره‌ی خۆی ئه‌كا

هاڕه‌ی ته‌راكتۆری ده‌شت

چوونی خه‌ڵكی له‌ بۆ گه‌شت

ده‌نگه‌ده‌نگی به‌رخ و كار

گه‌لێ خۆشه‌ له‌ پاش وه‌شت

ئه‌مڕۆ رۆژێ پیرۆزه‌

ئه‌مرۆ، جه‌ژنی نه‌ورۆزه‌

نه‌ورۆز سه‌ره‌تای ساڵه‌

وه‌رزه‌که‌یشی به‌هاره‌

**

با تشکر سه‌عی یکی از شنوندگان.

5/4/2021

سه‌عی سه‌قزی

**

این مطلب زیر عنوان (نوروز) در رادیو همسفر قرائت گردید، متاسفانه‌ آقای {(نوید آزادی) مجری رادیو} با عصبانیت تمام به‌ آن برخورد نمود و معتقد بود که‌ این (توهین به‌ ایرانیان) است!

Sai.saqzi@gmail.com

datafixare

نویترین هەواڵ و بابەت